دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

44

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

توصيف منابع آكنده از خصوصيات مثبت بود ، تواريخ رسمى ، او را حاكم عادلى تصوير كرده‌اند كه قلبا به رعايا و پيروان خود عشق مىورزيد . اشعار او آكنده از غيرت غريب و تعصب دينى است . شايد در اين اشعار كليد پيروزيهاى سياسى و نظامى اوليه وى نهفته باشد : يعنى توانايى او در القاى شور و احساساتش به ديگران - گواينكه در آن عصر بعضى از حساسيت‌هاى افراد را نبايد فراموش كرد . شجاعت و دلاورى اسماعيل با نيروى بدنى و مهارت فوق العاده‌اش در جنگاورى ( گفته شده كه اسماعيل تيرانداز ماهرى بود ) او در ميدان جنگ شاخص مىنمود . امّا به غير از ميدان جنگ نيز شجاع و متهور بود ، مثلا تصميم‌گيرى شخصى او در رواج رسمى مذهب تشيع در تبريز كه دوسوم آن اهل سنت بودند . اين خصوصيات حتى در ايام اوليه سنين ، تأثيرى قاطع در رهبرى او داشت . در منابع مىخوانيم كه در نوجوانى بىمحابا به شكار خرس ، پلنگ و شير مىرفت . به دست‌ودل‌بازى و سخاوت بيش‌ازحد شهره بود مخصوصا وقتى كه قضيه تقسيم غنايم پيش مىآمد : البته اين رفتار او فقط از روى ايثار نبود بلكه آن را سريع‌ترين وسيله براى جذب پيروانش مىدانست . در كنار شفقت شاه به پيروان خود ، گاهى نيز بيرحمى و قساوت شديدى بروز مىيافت مخصوصا در مورد حكامى كه تصميمات خودسرانه مىگرفتند . دشمنانى كه از تسليم سرباز مىزدند با كينه‌توزى بىامان و قساوت وحشتبار تعقيب مىشدند . مىتوان فرامين او را در اعدام سنيان صادق‌دم و ثابت‌قدم و يا شكنجه و عذابها را دربارهء بعضى از بزهكاران ( طبق نوشتهء منابع ) يادآورى كرد . تنفر او مىتوانست فراتر از مرگ دشمنانش برود . مثلا كاسهء سر محمد شيبانى خان ازبك را جام شراب او سازد ؛ و گاهى نيز دستور مىداد كه به مقابر و جسدها هتك حرمت شود . نفرت از چنين فجايعى فقط با در نظر گرفتن جريان سبعيت عمومى اين عصر اندكى تخفيف مىيابد . انفعال و خوشگذرانى شگفت‌انگيز اسماعيل در ده‌سال پسين عمرش شخصيت او را برجسته ساخته است . چنين مىنمايد كه برگشت از جاه‌طلبىهاى نظامى و سياسى به زندگى منحصر دربارى و غرق در باده‌گسارى ، شكار و شركت در مسابقات ، حتى معاصران او را هم سردرگم و مبهوت ساخته است . معلوم مىشود كه قضيه اصلى اين بوده كه اين معاصران در همه وقايع با تصميمات خام خود شاه را قربانى اميال و ترفندهاى يك عده دربارى بىحميت همچون وزير اعظم ميرزا كمال الدين حسين ( مقتول در 1523 م . ) و ساير اعيان و اصول اصفهان كرده‌اند .